رابطه فقر و معماري به قلم محمد هادی رنجبر ( مهر ) نویسنده وبلاگ
می بایست قبل از شروع بررسی رابطه فقر و معماری به بررسی فقر پرداخته سپس به موضوع اصلی این مقاله پرداخت .
فقر :
فقر در لغت به معنی کاستی– کمبود – درویشی – تهیدستی و... آمده است من در این مقاله فقر را به دو دسته تقسیم نموده ام .
1 – فقر اقتصادی :
فقر اقتصادی کمبوده های مالی و کمبود دسترسی به امکانات به دلیل مسائل مالی رای را می گویند .
2- فقر فرهنگی :
فقر فرهنگی یک مسئله کاملا پیچیده است که به راحتی قابل شناسایی نمی باشد و در این مورد معیارهای مختلفی را در نظر گرفته شده است و در هر جامعه ای به گونه ای تعریف شده است و در جامعه ما فقر فرهنگی یعنی دور شدن از ارزش های دینی و هویت ایرانی و...
فقر اقتصادی و فقر فرهنگی با یکدیگر رابطه تنگاتنگی داشته و همواره این دو گونه فقر بر یکدیگر تاثیرات خود را گذاشته اند .
فقر اقتصادی و رابطه اش با معماری
در جوامع فقیر ( انسانهای فقیر ) که از محدویت ها و کاستی های زیادی رنج می برند همواره برای تامین مهمترین نیاز خود یعنی مسکن دچار مشکل بوده اند و خواهند بود و فقر اقتصادی بر معماری این جوامع تاثیر به سزای گذاشته است که می توانیم این تاثیرات را به گروه عمده تقسیم می نمایم .
1 – گروه اول :
معماری که به واسطه فقر اقتصادی در جامعه که دچار فقر فرهنگی نیز می باشند در این جوامع فقر اقتصادی تاثیرات زیادی را بر معماری و فرهنگ جامعه خواهد گذاشت و فقر اقتصادی عاملی ، سد فقر اقتصادی نخواهد شد
در اين جوامع معماري از نظر زيبايي ، عملكردي ، فرهنگي و ... ضعيف بوده و معماري ( ساختمان ) صرفا به عنوان يك سرپناه در برابر عواملي همچون باد ، آفتاب ، باران و ... خواهد بود و هيچ يك از نياز هاي ديگر انسان هاي اين جوامع را تامين نخواهد كرد و معماري و انسانهاي اين جامعه مغلوب فقر اقتصادي شده اند .
2- گروه دوم :
معماري كه به واسطه فقر اقتصادي در جامعه كه فاقد اقتصادي در جامعه اي كه فاقد فقر فرهنگي مي باشند در اين جوامع فقر اقتصادي تاثيرات خود را به گونه اي ديگر به جامعه وارد مي نمايد و باعث ژيشرفت آن جامعه خواهد شد و فرهنگ عاملي خواهد بود در برابر فقر اقتصادي .
همانطور كه مي دانيم فقر موجب كمبود و كاستي هاي مي شود كه اين كمبود ها در اين جوامع ضعف تلقي نمي شود و براي نيازهاي كه به واسطه فقر به وجود آمده اند به گونه اي ديگر عمل كرده اند . مي دانيم نياز مادر همه نو آوري ها بوده و هست بنابراين در اين جامعه اعضاي با فرهنگ و شعور جامعه با آگاهي براي نيازهاي خويش به دنبال پاسخ هاي و راه حل هاي گشته اند و نياز هاي خود را با نو آوري هاي رفع نموده اند و فقر اقتصادي باعث پيشرفت جامعه در بدست آوري روش هاي نو كه با فرهنگ ، اقتصاد و معيارهاي جامعه مطابقت دارد ، شده است .
نمونه هاي از دستاورد هاي فقر اقتصادي كه باعث پيشرفت و نوآوري شده اند .
ملات كاه گل :
در معماري اقشار فقير مي بينيم كه براي اندود ديوار ها و بام از ملات كاه گل استفاده نموده اند علت استفاده از اين ملات بدان علت است كه در برابر ساختمان سازي نياز به اندودي ارزان قيمت و در دسترس كه در برابر رطوبت مقاوم بوده داشته اند و نياز سبب شده كه از دست به شناسايي خاصيت گل رس زده و متوجه اين خاصيت گل رس شده كه در جذب رطوبت متورم شده و يك لايه محافظ در برابر عبور آب مقاوم مي شود ولي از آنجا كه خاك رس بعد از خشك شدن ترك بر مي دارد در اين ملات از كاه استفاده كردند كه به صورت آرماتور عمل مي كند ، استفاده كرده اند .
مصالح بوم آورد :
يكي ديگر از دست آورد هاي فقر اقتصادي كه باعث پيشرفت بوده استفاده از مصالح بومي بوده است . همانطور كه مي دانيم يكي از اصول در معماري ايراني استفاده از مصالح بومي است و كه علت اصلي استفاده از مصالح بومي اقتصاد ، راحتي و هماهنگي مي باشد كه در معماري هاي كه از نظر اقتصادي مشكلي نبوده ، استفاده از مصالح بومي تقريبا احتياج ديده نمي شده همچون تخت جمشيد و ....
و دستاورد هاي ديگري كه كمابيش با آنها آشنا هستييم و مجال معرفي اين دستاورد ها نيست .
تزئينات در معماري جوامعي كه فقر اقتصادي باعث پيشرفت شده :
در معماري اين جوامع ديده شده كه اقتصاد ضعيف تاثيري بر تزئينات و زيبايي شاختمان نگذاشته است و در اين جوامع با آگاهي از عناصر اصلي ساختمان به گونه اي استفاده نموده اند كه زيبايي ساختمان را نيز تامين نمايد و از همه امكانات استفاده بهينه را داشته اند و هيچ عنصري صرفا به عنوان تزئين به كار نمي رفته و از همه عناصر در ساختمان به طور منطقي استفاده مي نموده اند .
رابطه فقر با معماري در جامعه امروزي :
در جامعه امروزي با توجه به اينكه ديده شد نياز باعث نو آوري شده ولي در اين جامعه نياز باعث نو آوري نشده است بلكه باعث كاهش فرهنگ و سبب كاهش ارزش هاي فرهنگي و هويتي و زيبايي در ساختمان هاي كه در مناطق فقير نشينمي باشند ، ديده مي شود و حتي در اين جامعه از پيشرفت هاي پيشينيان استفاده نكرده اند .
يكي از عواملي كه موجب ضعف در معماري جامعه كه از فقر اقتصادي رنج ميبرد ، شده است وجود آيين نامه هاي است كه اين آئين نامه ها امكان نو آوري و استفاده از امكاناتي كه مطابق با اقتصاد آن جامعه است را گرفته وآئين نامه ها كاملا تك بعدي عمل نموده است و افراد جامعه كه توان اجراي آئين نامه را از نظر اقتصادي ندارند به دنبال راهكارهاي براي شانه خالي كردن از اجراي آئين نامه مي باشند و عملا اين قوانين دست و پا گير كه مطابقتي با اقتصاد هاي مختلف ندارد مهم ترين علت ضعف معماري جامعه امروزي است .
نویسنده مقاله : محمد هادی رنجبر ( مهر ) نویسنده وبلاگ
این مطلب تا کنون در هیچ سایت اینترنتی درج نشده و استفاده از این مطلب منوط به اجازه از نویسنده این وبلاگ می باشد .
سال نو مبارک
لطفا برای حمایت از این وبلاگ در مسابقه وبلاگ نویسی به لینک زیر رفته و به این وبلاگ رای بدهید سایت مسابقه
تکایا به قلم محمد هادی رنجبر ( مهر )
پیش از آنکه بخواهیم در مورد تکایا سخنی در میان بیاوریم می بایست تاریخچه ای و پیش درآمدی بر هنرهای نمایشی ، تعزیه و نقالی و ... داشته باشیم لیکن من نیز به تناسب این مقاله پیش در آرمدی در مورد تعزیه و نقالی خواهم گفت سپس در مورد تکایا و معرفی یکی از تکایا نیز در این مقاله می نویسم .
تعزیه : تعزیه به عنوان یک پدیده مذهبی و آیینی که به صورت هنرنمایشی در امده است قرن هاست که در ایران زمین رواج داشته ، تعزیه در لغت به معمنای سوگواری و بر پا داشتن عزاست . تعزیه هنری نمایشی مذهبی و آیینی است که برای سوگوارای و بر پا داشتن عزا برای امام حسین (ع) است که براساس واقعه غم انگیز کربلا برگزارمی گردد .
درمورد تاریخچه تعزیه اطلاع خاصی در دست نیست ولی در کتاب اسلام در ایران نقل شده است " معزالدوله دیلمی در سال 352 هجری قمری پس از فتح بغداد دستور داد مردم در عاشورا گردهم بر آیند و اظهار حزن کنند در این روز بازارها بسته شد ، خرید و فروش تعطیل گردید ، قصابان گوسفند ذبح نکردند مردم آب ننوشیدند ، در بازار ها خیمه به پا کردند زنان به سر و روی خود می زدند و دور شهر می گردیدند و بر حسین ندبه می کردند . " و بعد ها صفویان که خود را فرزندان شیخ صفی الدین اردبیلی می دانستند و مذهب شیعه را رسمی کردند هنر تعزیه رونق گرفت و در زمان قاجاریه با سفر ناصر الدین شاه به فرنگ و با تحت تاثیر قرار گرفتن از هنر تئاتر و علاقه وی به تئاتر و به دلایل مذهبی که نمی توانست هنر تئاتر را وارد ایران کند و از هنر تعزیه که شباهت هایی به هنر تئاتر داشت حمایت نمود و هنر تعزیه را رشد و گسترش داد و وابستگان شاه نیز برای خود نمایی از گروههای مختلف تعزیه حمایت می نمودند .
نقالی : نقالی یکی از هنرهای قدیمی ایران زمین است نقالی عبارتست از نقل یک واقعه ، قصه و یا شعر با حرکات و حالات بیان مناسب در برابر جمع . نقال یکی از چهرهای مهم هنرهای نمایشی ایران زمین است و عموما نقال ها که بازیگرانی چیره دست بوده اند مرشد نیز گفته می شد .
قصه ها ، وقایع و اشعار ، عموما حماسی بودند و قالبا از اشعار شاهنامه استفاه می شد البته باید گفت از آنجا که هنر نقالی هنری بوده که از پیش از اسلام نیز در ایران رواج داشته و به همین دلیل اکثر داستان های نقالان سینه به سینه نقل می شده که اکثر مجموعه های شعرها و یا داستان ها از روی داستان های همین نقالان به وجود آمده اند همانند شاهنامه و مثنوی معنوی . 
در دوران آل بویه به قصه های نقال ها رنگ بوی مذهبی داده شد و داستان های حماسی به داستان های حماسه های امام علی (ع ) و دلاوری های امام علی (ع) در جنگ ها و ... مبدل شدند و در زمان صفویه بیشتر قصه های نقال ها قصه های مذهبی بودند .
نقالی از زمان ال بویه به بعد کمک فراوانی به تبلیغ اسلام و مکتب شیعه نمود و نقالی نیز جای خود را هنر تعزیه باز کرد .
تکایا : تکایا دارای جایگاهی مذهبی و آیینی بوده اند و کاربرد تکایا بیشتر برای مراسمات نمایشی مذهبی و آیینی بوده که تعزیه ، نقالی و شبیه خوانی و ... از آن هنر ها بوده است علاوه بر کابرد نمایش ها در تکایا در محرم و عزاداری های مذهبی از این بنا ها استفاده می شده و کاربری همانند حسینه ها پیدا می کرده می توان گفت که تفاوت تکایا با حسینه ها در این است که تکایا علاوه بر کاربری مذهبی کاربری غیر مذهبی نیز داشته اند و و در تمام طول سال نیز دایر بودند .
تاریخچه تکایا : تکایا به علت کاربری غیر مذهبیشان که کاربری نمایشی بوده شاید تاریخچه شان به قبل از اسلام برسد زیرا که هنر نقالی یکی از هنرهای باستانی ایران زمین بوده که قبل از اسلام نیز در ایران رواج داشته و بنابراین احتمال آن هست که تکایا و یا بناهای با نام های دیگر برای نمایش های آن زمان وجود داشته و با ورود اسلام به ایران و واقعه غم انگیز کربلا و به وجود آمدن هنر تعزیه از تکایا و یا بناهایی به نام های دیگر استفاده نمودند زیرا که ماهیت این بناها با هنر تعزیه یکی بوده از همین بناها استفاده نموده و تکایا به شکل امروزیشان در آمده اند . و اما در زمان صفویه از تکایا نیز برای عزاداری های امام حسین (ع ) استفاده شد ه است ( همچون حسینه ها ) و در زمان قاجاریه با توجه به علاقه خاص ناصرالدین شاه به هنر تعزیه تکایا رشد و گسترش نمودند و شاید بیشترین تعداد تکایا موجود را می توان به دوره قاجاریه نسبت داد و اما در دوره پهلوی به دستور رضا خان خیلی از این بنا ها را تخریب نمودند و به همین دلیل اطلاعات در مورد تکایا اندک می باشد .
معماری تکایا : معماری تکایا همانند هر فضای نمایشی نیازمند یک سن بوده ، در تکایا یک سن در وسط ( که به صورت دائمی با آجر و... ساخته می شد و یا به صورت موقت با چوب و قابل جابجایی ) و پیرامون سن ها را رواق ، حجره های دو طبقه ( طبقه همکف برای آقایان و طبقه بالا برای خانم ها ) و یا سکو را تشکیل می دادند عموما قسمت سن به صورت سر باز بوده است .
تکایا را قالب بر سر چند گذر اصلی می ساخته اند و مردم در زمانی که مراسمی در آنجا برگزار نمی شد از آنجا به عنوان محل گذز استفاده می کردند و بعضی از تکایا در چهار سوق های بازار ها واقع بودند و در زمان برگزاری نمایش و ... مغازه های اطراف آن بسته می شدند ( همانند تکیه بالا و پایین تجریش ) و عموم اینگونه تکایا صرفا کاربری مذهبی داشته اند .
تکایا را در بعضی از جاها همانند مساجد چهار ایوانی ، چهار ایوانی می ساخته اند که در چهار طرف چهار ایوان بزرگ و بسته داشته اند که مخصوص اعیان ، اشراف ، امیران و بانیان تکایا بوده است و در برخی دیگر از تکایا یک ایوان بزرگ وجود داشته که مخصوص گروهی خاص بود ( اعیان ، اشراف ، امیران و بانیان تکایا ) و مردم معمولی در کف حیاط و یا در سکوها دور تا دور سن می نشسته اند و که خانم ها در طرف دیگر سن و یا در طبقه بالا حجره ها و سکو ها می نشسته اند.
از تکایا معروف می توان به تکییه دولت ( که در زمان پهلوی تخریب شد )، تکییه امیر چخماق در یزد ، تکییه معاون الملک و تکییه بیگلربیگی در کرمانشاه ، تکییه بزرگ اردستان ، تکییه زواره ، تکییه حصیر فروشان در رشت و ... را می توان نام برد .
نویسنده مقاله : محمد هادی رنجبر ( مهر ) نویسنده وبلاگ
این مطلب تا کنون در هیچ سایت اینترنتی درج نشده و استفاده از این مطلب منوط به اجازه از نویسنده این وبلاگ می باشد .
لطفا در مورد طرح رستوران هوایی نظر بدید
نقد های رستوران هوایی را در مطلب رستوران هوایی بخوانید
لطفا برای حمایت از این وبلاگ در مسابقه وبلاگ نویسی به لینک زیر رفته و به این وبلاگ رای بدهید سایت مسابقه
ایستگاه آتش نشانی ویترا ( vitra fire station )از زبان خود زاها حدید (zaha hadid)درriba
ترجمه : نهال منشی پور
خلاصه زندگی نامه : زها ( زاها ) حديد ملیتی عراقی-بریتانیایی دارد و در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۵۰ در بغداد به دنیا آمده است. ایشان مدرک ریاضیات خود را از دانشکاه آمریکایی بیروت اخذ کرد و سپس برای تحصیل در مدرسه معماری (AA)راهی لندن شد. او بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه با استاد اسبق خویش «رم کولهاس» در دفتر معماری «OMA» به کار مشغول شد و در سال ۱۹۷۷ عضوی از آن شد. در سال ۱۹۸۰ دفتر مستقل خود را در لندن ایجاد کرد و در همان سال ها در مدرسه معماری (AA) به تدریس مشغول بود.در سال ۲۰۰۴ میلادی حدید نخستین زن بود که به دریافت جایزه معماری پریتزکر نائل آمد.

ایستگاه آتش نشانی ویترا به عنوان بنایی مجزا ایجاد نشده استت بلکه حکم کناره بیرونی منطقه ای نماسازی شده را دارد که به جای اشغال فضا ، در واقع آن را تبیین می کند زاها حدید در سخنرانی خود چگونگی شکل گیری پروژه مذکور را در طی بررسی های متعدد و مشتمل بر نقشه ، ماکت و تصاویری که در برارنده نور ، حجم ، طراحی محیطی و حرکت بودند ، نشان داد . اسکیس ها بر ترکیب معماری و زمینه موجود – که نشان دهنده محیط اطراف و جاری شدن آن در ساختمان است – تمرکز یافته اند . دیوار ها نقشی فعال در این میان دارند و متناوبا میان فضای تهی و حجم جای می گیرند و این امکان را به ساختمان می دهند که ایمن و در حال محصور باشند و به علاوه حسی از سرعت و گریز قریب الوقوع را نیز به وجود می آورند .

هندسه ساختمان ، نشان دهنده تلاقی دو هندسه تشکیل دهنده این منطقه است و ریشه در آن دارد : برخورد جهت های مجتمع کشاورزی و پهنه گسترده راه آهن ، در این ایستگاه آتش نشانی نمود یافته استت . اندیشه کلی معماری به صورت رشته دیوارهای خطی و لایه لایه شکل گرفته است . برنامه ایستگااه آتش نشانی در فضاهای میان دیوارها که با توجه به ضرورت های کاربردی سوارخ شده ، انحراف یافته و شکسته شده اند ، نهفته است . با گذار از میان فضاهای ایستگاه مذکور می توان ماشین های قرمز رنگ و بزرگ آتش نشانی را به اجمال دید . خطوط حرکت آنها که نقوشی را شکل می دهد ، بر روری زمین نقش بسته است . کل ساختمان نشان از جنبشی دارد که گویی فعلا یخ بسته است و در واقع نشان دهنده کشمکش های گوش به زنگ بودن و توان بالقوه فعالیت در هر لحظه است
دیوارها گویی بر روی یکدیگر می لغزند ، چرا که درهای کشویی بزرگ عملاا دیواری متحرک را به وجود آورند . طراحی بنا دو بخش متفاوت را که عبارتند از جای دهی ماشین های آتش نشانی و نیز فراهم سازی تسهیلات گوناگون برای آتش نشانی ها ، در هم می آمیزد . اندیشه کلی دیوارهای قرار گرفته در کنار یکدیگر ، هر دو بخش یاد شده را در بر می گیرد و از آن طریق فصل مشترک این دو را نوعی شکستگی یا خمیدگی در خط بنا نمایان می سازد . ورودی ساختمان مشخصا در محل این اتصال قرار گرفته است . کل ساختمان از بتن در جای تقویت شده است . ثابت گردیده است که این نوع مصالح بهترین وسیله برای اجرای اشکال تندیس مانند و سازه های بزرگی همچون دهانه ها و تیر طره ای های بلند به شمار می آید . در این میان توجه خاصی به تیزی تمامی لبه ها شده ، و از هرگونه اتصال همچون حاشیه بام یا روکش منشور و کیفیت انتزاعی اندیشه معماری نهفته در بنا می کاهند . در فقدان همین قبیل جزییات ، شیشه اندازی های بدون چارچوب را در محل خودرو ها و همچنین فضاهای داخلی که با صفحه های کشویی محصور شده است ، به دنبال دارد.

داخل آندسته از فضاهایی که نیاز به عایق بندی دارند ، اندود گچ شده است . دیوارهای سرویس های بهداشتی کاشیکاری گردیده است . رختکن که میان فضاهای تعویض لباس و پوشیدن منااسب قرار دارند ، به ترتیب از فلز و فلز زنگ نزن ساخته شده اند . دیواری طلایی رنگ در انتهای اتاق بهداشتی ، به سمت بیرون متمایل شده اشت . نورپردازی نیز با معماری در هم آمیخته و مبنای خطی دارد و نه نقطه ای . این خطوط بر روی صفحه به گونه ای تنظیم گردیده اند که نور از برش های خاصی بیرون بزند و نه اینکه به شکل حجم هایی باشد که نوعی سربار و تحمیل بر فضا به شمار آیند . خطوط نور ، دقت لازم و حرکت سریع را در درون ساختمان هدایت می کنند .
برای دیدن تصاویر به صفحه سوم
این مطلب تا کنون در هیچ سایت اینترنتی درج نشده و استفاده از این مطلب منوط به اجازه از نویسنده این وبلاگ می باشد .
لطفا در مورد طرح رستوران هوایی نظر بدید
نقد های رستوران هوایی را در مطلب رستوران هوایی بخوانید
با سلام خدمت دوستان عزیزم و تسلیت اولین سالگرد مرحوم ممیز ، برای شما امروز یه مقاله از مجله معماری و شهر سازی سال 73 گذاشتم که خیلی مقاله خوب و کامل برای همه معمارها در زمینه پله ها و رمپ هاست ، امیدوارم که به کارتون بیاد . لطفا در نظر سنجی ها شرکت کنید و در مورد کامنت ها هم نظر بدید نظرات شما باعث میشه که این وبلاگ زود به زود آپ بشه و روی مطالبش دقت نظر داشته باشه ، در صورت داشتن مطلب ، عکس ، فایل و... برای وبلاگ خودتون ارسال کنید . مرسی از همکاریتون
پله و رمپ در فضا های شهری
موارد استفاده :
پله به عنوان یکی از مصالح پوششی کف ، ارتباط بین سطوح نا همطراز را امکان پذیر می سازد . پله همچنین می تواند در تعریف فضاها و حتی به عنوان مکانی برای نشستن و استراحت مورد استفاده قرار گیرد .
ابعاد :
در طرح های شهری برای رعایت اصول ایمنی و راحتی معمولا حداقل عرض پله را 1/5 متر در نظر می گیرند . هر رشته پلکان ترجیحا باید دارای حداقل 3 سکو باشد . رابطه بین کف پله (t) و ارتفاع یا خیز پله (r) را می توان با استفاده از فرمول : میلی متر 700 یا 600 2r+ t = محاسبه کرد . حداکثرر ارتفاع پله در اماکن عمومی شهرها ، 150 میلی متر اما اندازه مناسب تر بین 80 تا 120 میلی متر است .
وزن یا آهنگ :
وزن یا آهنگ ایمنی بالا رفتن و پایین آمدن از پله را پله را میسر می کند . این ایمنی با ثابت بودن ابعاد ( کف و ارتفاع ) تامین می گردد . لیک در برخی نقاط که پله ها در مسیر اصلی و مستقیم قرار ندارند ، برای ایجاد دسترسی سریع به مکان مورد نظر ، می توان با تغییر متناسب آهنگ ( کاهش تعداد گامها اما بلند تر برداشتن گامها ) امکان حرکت آهسته تر مسافران پیاده را فراهم کرد .
مقطع طولی :
زمانی که هدف ، ایجاد ایمنی بیشتر باشد ، لازم است تا حد ممکن لبه پله تشخص و وضوح کافی داشته باشد . برای نیل به این مقصود باید : الف : در نحئه پیوند ، نوع مصالح به کار رفته و رنگ آن تغییر ایجاد کرد . ب : انعکاس یا تصویر لبه ها ، یک خط سایه دار ایجاد کند . پله هایی که لبه آنها گرد ( به شکل بینی گاو ) است ، اگر چه کمتر صدمه می بینند ، اما وضوح و هویت خود را از دست می دهند .
سطوح شیب دار ( رمپ ها ) :
در شیب 1:12 ( حدودا 8.5% ) حرکت صندلی چرخ دار و کالسکه بچه به خوبی امکان پذیر است . شیب 1:15 ( 6.7%) مناسب تر است ، اما هیچگاه استفاده از رمپ هایی با شیب بیش از 1:20 ( 5%) در محوطه بیمارستان ها جایز نیست . سطح رمپ ها نباید لغزنده بوده و آب های سطحی باید به کرانه های جانبی آن هدایت و سرازیر شود .
رمپ های پلکان :
در مسیر های طولانی و شیب دار ، رمپ های که پلکانی عملکرد بهتری دارند . این نوع رمپ ها ، امکان صعود را به صورت پیوسته و یکنواخت ، فراهم می کند . در این نوع مسیر ها ، حرکت توامان ( شانه به شانه ) دو صندلی چرخ دار و یا دو کالسکه بچه امکان پذیر خواهد بود . پله های صعود یا سکوها باید وضوح و برجستگی نمایانی داشته باشند . خیز یا ارتفاع آنها نباید از 100 میلی متر تجاوز کند . سطح پله می تواند از 450 میلی متر هم کمتر باشد ، اما اندازه مناسب در حدود 1 متر ، یعنی به اندازه یک گام بلند است . شیب سطح هر پله حداکثر 8.5% و برای ایجاد تنوع ، می توان پله ها را در دسته های 2 یا 3 تایی در بخشهای مختلف رمپ که به خوبی دیده می شوند ، تعبیه کرد .
پله و رمپ :
برای تامین دسترسی بهتر معلولین و با هدف شکستن و خرد کردن تدریجی شیب های طولانی می توان ترکیبی از رمپ و پلکان را به کار گرفت . محل تلاقی پله و رمپ را به گونه طراحی کرد که امکان حرکت آزادنه بین رمپ و پله برقرار گردد .
تغییر سطح :
تغییر سطوح به اندازه چند پله در یک مسیر پیاده ، عنصر جداکننده پیاده روهای محلی مسیرهای سواره ( مسافران پیاده و وسائل نقلیه ) به شمار می رود . برای بهبود بخشیدن به چشم انداز، می توان در طول مسیر پیاده ، مکانهایی نظیر بوفه ، کیوسک های فروش و تعدادی نیمکت را در سطحی مرتفع تر از کف معبر سواره مستقر کرد . این اختلاف سطح ، عابرین را از خطر تردد وسائل نقلیه در امان نگاه می دارد .
پلکان جهت نشستن :
در مکان های مرتفع که استفاده از مناظر اهمیت زیاد دارد ( مانند تفرجگاهها ، حریم رودخانه ها و طول سواحل ) ، باید برای سطح پله ها یا سکوها وسعت بیشتری در نظر گرفته شود ، به نحوی که در قدم زدن ، نشستن و تماشا کردن به خوبی امکان پذیر گردد.
ایمنی :
پله ها به ویژه در اماکن عمومی باید هویت و وضوح کافی داشته و از ضوابط مربوط به ساختمان سازی نظیر تعداد پله ها در یک مسیر ، نحوه قرار گیری پله ها ، عرض مناسب پاگردها و وضعیت نرده ها تبعیت کند .
روشنایی :
تامین نور کافی به ویژه در مکان های غیر هم سطح ، خصوصا در ابتدا و انتهای رشته پلکان ، ضروری است .
نویسنده : کارشناس ارشد معماری محمود خالصی
این مطلب تا کنون در هیچ سایت اینترنتی درج نشده و استفاده از این مطلب منوط به اجازه از نویسنده این وبلاگ می باشد .
البته به علت حجم زیاد متن اون در یک فیل متنی آوردم که می تونید که از لینک زیر دانلود کنید
دانلود متن مقاله محوطه تاریخی بیستون
حجم فایل : ۲۰۸ کیلو بایت
تیتر های مقاله محوطه تاریخی بیستون
غار شکارچیان
بر دامنه کوه بیستون و برفراز سر تندیس هرکول ، غاری دیده می شود که به « غار شکارچیان» معروف است. این را....
غار مرتاریک
غار مردودر
غار مرخر
غار مرآفتاو
تپه نادری
صفه مادی
دیوار قدیمی
کتیبه داریوش
مشخصات ظاهری کتیبه بیستون
نقوش
خطوط
متن کتیبه داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی ستون یک
کتیبه های کوچک
نقش برجسته میتریدات دوم اشکانی
نقش گودرز دوم اشکانی
بنای پارتی ( پرستشگاه پارتی)
نقش ولگش ( ولخش ) پارتی
دیواری عظیم از دوره ساسانی
سنگ های تراش خورده ساسانی
پل خسرو ساسانی
کاخ نیمه تمام ساسانی و بقایای کاروانسرای ایلخانی
سر ستون های بیستون در طاق بستان
اوایل اسلام
کتیبه های اسلامی
کاروانسرای شاه عباسی در دهکده بیستون
کتیبه وقفنامه شیخ علیخان زنگنه بر صخره بیستون
امامزاده باقر بن امام موسی الکاظم
پل صفوی
یه چیزی من متوجه شدم خواستم اینو به همه بروبچ معماربگم اینه که تا حالا متوجه شدید معمارها چقدر علاقه به ادبیات دارند مثل خود من و هزاران نمونه دیگه ولی الان تازه میفهم علت این علاقه چیه واسه اینه که معماری و ادبیات تا حد خیلی زیادی شباهت دارند به همدیگه می دونید می گم چرا شباهت همون طور که ادبیات رویه فرهنگ یک جامعه تاثیر مستقیم میذاره همون طور هم معماری روی یک فرهنگ تاثیر میذاره به عنوان مثال :
آشپزخونه اوپنو می دونید که از فرهنگ غرب به طور اشتباه وارد معماری روز ایران شد همون طور که می دونید آشپزخونه اپن برایه خونه هایه کوچک غربیه نه خونه هایه ما ایرونی ها علت استفاده آشپزخونه اپن هم برا اونا اینه که از نظر بصری خونه ها بزرگتر نشون داده بشه تامین نور واسه آشپزخونه و هزار دلیل منطقی دیگه واسه اونا نه ما حالا بگذریم دید که از وقتی که آشپزخونه اپن تو خونه یه ما ایرونی هایه غیرتی اومده دونوع برخورد باهاش داشتیم
برخورد گروه اول اینکه با اینکه آشپزخونه اپن تو خونه هاشون دارند سعی می کند غیرت خودشونو داشته باشن برا همینم وقتی مهمون به خونشون میاد خانوم بدخت خونه تو آشپزخونه باید چادر به سر داشته باشه و اینکه رفت آمد کمتری داشته باشه و ... تو اینجور خونه های مثلا می خوان معماری تاثیری بر فرهنگشون نذاره آره جون خودشون
گروه دوم اینکه تا آشپزخونه اپن اومد تو خونه هاشون فرتی تغییر رویه دادن شدن یه فرد ایرونی با فرهنگ غربی
خب بگذریم بریم سر اصل مطلب حالا با مثال بالا حتما متوجه شدید که معماری چقدر شباهت داری با ادبیات هردو فرهنگو تغییر می دن البته این بزرگترین شباهتشونه
متشکرم وقت خودتونو دادید و مطالب منو مطالعه کردید
لطفا نظر بدید